![]() |
![]() |
|
|
در ميان اين افراد از اعضاي اصلي خاندان ميرزا علي محمد باب تا خويشان و وابستگان سببي و نسبي ميرزا حسينعلي بهاء و فرزندان او تا نويسندگان و منشيان بهائي ( نظير صبحي و حسن نيكو و عبدالحسين آيتي و ...) و نيز مبلغان بهائي و افراد سرشناس و تحصيل كرده تا افراد عادي به چشم مي خورند . اكثر اين افراد بعد از توبه و بازگشت از بهائيت سعي كرده اند مراتب تبري و دوري خويش از بهائيت را به اطلاع ديگران رسانده و علل و عوامل بازگشت خود به اسلام را براي ديگران تشريح كنند . دقت در اين " تبري نامه هاي " مكتوب كه اخيراً به صورت اينترنتي درآمده معرف و مبين اين است كه اكثريت اين افراد از ماهيت دقيق و اصلي تشكيلات عنكبوتي بهائيت اطلاع نداشته و از طرف ديگر هرگز امكان مراجعه به كتب اصلي رهبران بهائي را نداشته اند تا متوجه تناقضات فكري و عقيدتي آنان بشوند . به لطف و مدد الهي تلاش دارم به تدريج و با همكاري شما علاقمندان نسبت به تكميل مجموعه ي " متبريان از بهائيت " اقدام نموده و به وظيفه ي شرعي امر به معروف و نهي از منكر عمل نموده باشم . از همه ي خوانندگان اين وبلاگ بويژه هموطنان بهائي تقاضاي مساعدت و همكاري دارم . در ابتدا به بيان شرح حال و تبري نامه ي بهائيان ايراني پرداخته و به موازات آن از شرح حال و علل تبري از بهائيت ديگر ملل جهان آگاه خواهيم شد .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 1:7 توسط حسام |
|
|
شگرد ديگر تشكيلات بهائيت در قبال اين افراد ، ترور شخصيت آنان بوده است تا ديگر بهائيان دچار تزلزل روحي و فكري نشوند و يا اينكه چنين القاء مي نمايند تا مسلمان شدن اين افراد را ناشي از ترور و تهديد و فشار روحي و رواني قلمداد نمايند . علاوه بر آن تشكيلات بهائيت از طريق " لجنه ي عهد و ميثاق " كه به منزله ي تشكيلات جاسوسي و حفاظت اطلاعات عليه بهائيان مي باشد ، نسبت به بررسي علل مسلمان شدن اين افراد مي پردازند و تلاش مي كند تا آنجا كه ممكن است به عناوين مختلف حتي از طريق " تطميع " و يا " تهديد " مجدداً آنان را به ورطه ي فرقه ي بهائيت بكشانند . زماني كه از همه ي اين اقدامات نا اميد شدند نسبت " طرد " فرد مسلمان شده از تشكيلات بهائيت اقدام نموده و وي را از همه ي وابستگي هاي اداري و عقيدتي و تشكيلاتي بهائيت اخراج نموده و حتي سلام و كلام با وي نيز ننمايند . تذكر اين نكته لازم است كه بسياري از بهائيان ، قلباً مسلمان شده اند ولي از ترس تشكيلات بهائي و آواره شدن زن وبچه آنان ، جرأت ابرازندارند . اين مطلب را از خاطرات حسين فلاح ، يك نجات يافته از بهائيت مي توان دريافت . (جام جم - ويژه نامه ايام – شماره 29- 6 شهريور 1386- صفحه 59 ) براي اثبات اين مدّعا و درك وحشت بهائيت از مسلمان شدن بهائيان به سند زير توجه نمائيد . اين سند حاوي دستور محفل ملي بهائيان ايران به محافل روحاني بهائي شهرهاي ايران است :
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 1:7 توسط حسام |
|
|
حضرت محترم آیت الله حائری امام جمعه شیراز من نهال سرامغان هستم . دین من بهائی است . دین حنیف اسلام را قبول کرده ام و از بهائیت بیزاری می جویم . لطف فرموده و من را به اسلام و مذهب تشیع و تمام حقایق قرآنی بپذیرید. ![]() ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 10:32 توسط حسام |
|
|
بهزاد جهانگيري فرزند نورالدين كه يك بهايي زاده و متولد سال ۱۳۴۶، در شهر همدان است، از همان
دوران كودكي تحت تعاليم شديد فرقه بهائيت بود. همزمان با سپري شدن ايام نوجواني كه مقارن با پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي نيز بود، فصل جديدي از زندگي بهزاد آغاز گرديد. او با بررسي رفتار و گفتار و عملكرد وابستگان فرقه بهائيت، پي به وجود تناقضات آشكاري در رويه و سيره ايشان برد. حمله هاي ناجوانمردانه مبلغين بهايي نسبت به دين مبين اسلام در كلاس هاي مختلف، حصر فكري و رفتاري و اعمال كنترل هاي تشكيلاتي، سبب شد تا وي از دوستان بهايي اش فاصله گرفته و با هم سن و سالان مسلمان خود رابطه برقرار كند.
او كه اولين فرصت به دست آمده براي آزادي عمل بيشتر خود را، دوران خدمت مقدس سربازي مي داند چنين مي گويد: «در اين دوران بود كه فارغ از هرگونه حصر تشكيلاتي و كنترل هاي پي درپي، خود را در كنار مسلمانان آزاد و فداكار مشاهده كرده و با حاج آقا شيباني رابطه صميمانه اي برقرار كردم و اين اولين جرقه را در جهت تحرّي و جست وجوي حقيقت در ذهنم ايجاد كرد. بعدها اين وضعيت زمينه مناسبي را براي اعلام تبري هميشگي از بهائيت را در من پديدار نمود تا اينكه در سال ۱۳۵۷ به وسيله جريده سراسري روزنامه اطلاعات از وابستگي به فرقه سياسي بهائيت اعلام تبري كرده و رسماً در نزد رياست محترم سازمان تبليغات اسلامي وقت همدان به دين مبين اسلام و مذهب حقه جعفري مشرف شدم. پس از آن به دفعات مختلف جهت پابوسي آستان مقدس ثامن الحجج علي ابن موسي الرضا (عليه السلام) به مشهد مقدس مسافرت كرده و در اولين مسافرت به مشهد مقدس مورد عنايت ويژه خادمين ولي نعمت كشور ايران قرار گرفتم. همچنين با سايت ها و روزنامه هاي مختلفي در خصوص تبيين ماهيت واقعي فرقه سياسي بهائيت گفت وگو كردم كه آخرين آن، مصاحبه خرداد ماه سال ۱۳۶۸ با روزنامه ارزشمند كيهان بود كه در آن مصاحبه براساس احساس مسئوليت ديني و انساني وعده تحرير خاطرات دوران بهائي گري و علل گرايش به دين مبين اسلام را به همه خوانندگان روزنامه كيهان نويد دادم پس از آن علي رغم نداشتن تجربه نگارش به سختي موفق شدم خاطراتم را براساس بضاعت ناچيز خود به رشته تحرير درآوردم و امروز توسط برادر بزرگوارم جناب آقاي سجادي بازنويسي و قابل ارائه به بازار نشر شده است. بدينوسيله از زحمات مخلصانه ايشان و راهنمايي هاي برادر بزرگوار و ايماني ام آقاي حسن شايانفر سپاسگزاري كرده و اميدوارم خوانندگان محترم غيربهايي به ماهيت واقعي اين فرقه كاملاً سياسي پي برده و بهائيان راه هدايت يافته و از ظلمت و گمراهي به روشنايي تغيير مسير داده و دنيا و آخرت خود را از ويراني نجات دهند. در پايان از خداوند متعال طول عمر مقام معظم رهبري و پايندگي و بالندگي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و تعجيل در فرج آقا امام زمان(عج) را خواهانم».
به همت انتشارات كيهان ، كتاب : " پشت پرده تشكيلات (خاطرات عضو سابق فرقه بهائيت )" به روايت: بهزادجهانگيري ، نوشته : سعيد سجادي در ارديبهشت 1388 به چاپ رسيده است.
ضمنا اين خاطرات را در آدرس زير مي توانيد مشاهده كنيد: خاطرات يك نجات يافته از بهائيت
در ادامه مطلب ، تصوير و مدارك كتاب را ببينيد: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 12:48 توسط حسام |
|
|
بسم الله الحمدلله السلام علیک یا خلیفة الله 2007 – October - 19 Dale – Husband دال هازبند نوزدهم اکتبر 2007 مشخصات : متأهل - 39 ساله - کشور آمریکا - ایالت تکزاس - شهر آرلینگتون - تحصیلات دانشکده ای تقریبا ده سال پیش من عضو آئینی بودم که به نام بهائیت شناخته می شود . این آئین آموزش می دهد که خدا در سراسر دنیا یکی است اگرچه که در ملیت های گوناگون آن خدا نام های مختلفی داشته باشد و نیز همگی دین ها یک پیام و پیغام واحدی دارند . و نیز بهائیت آموزش می دهد که انسانیت و بشریت یک مجموعه یگانه و واحدی است که تقدیر شده است که این انسانیت در یک عصر جدیدی که پر از صلح واتحاد وآرامش است ، زیر پرچم و بیرق بهائیت متحد و مجتمع خواهد گردید. هرآدم مشتاق و علاقه مندی همانطور که من مشتاق بودم ، دوست دارد که در اطرافش لطف و مهربانی و مطالب خوب ببیند. من در سال 1995 میلادی بهائیت را پذیرفتم و قبول کردم و به مرور تبدیل به یکی از معلمان فعال آن شدم و تلاش داشتم که دیگران را نیز به بهائیت وارد کنم . من تا سن 19 سالگی مسیحی بودم ولی به خاطر تناقضات و نقص ها و اشتباهات مسیحیت در 20 سالگی آن را رها کردم و از مسیحیت متنفر شدم . در نظر بهائیت ، مسیح از جانب خداوند است ولی بهائیت معتقد است که این دین در طول تاریخ دچار گمراهی و تحریف گشته است . در ابتدای ورود به جامعه بهائیت من شباهت و همانندی زیادی بین بهائیان و جامعه بهائیت با افراد مسیحی موجود در زمان های بسیار قدیم در دوران امپراطوری روم قدیم مشاهده می کردم که تنها تفاوتی که بین این دو گروه ( بهائیت و مسیحیان زمان امپراطور روم ) می دیدم این بود که مسیحیان در امپراطوری دوم قدیم تبدیل به گروه ها و دسته های متعدد رقیب یکدیگر شدند و درگیر منازعات و جنگ های نظامی در مقابل یکدیگر شدند ولی بهائیان چنین نشدند . اگر آن زمانی که من بهائی بودم کسی می خواست بهائی شود و بهائی می شد من به خودم می گفتم ما با هم تا ابد و همیشه در صلح ، آرامش ، کامیابی و موفقیت خواهیم بود . چه دیدگاه شگفت آوری داشتم !! ولی بعد متوجه شدم که طبیعت و سرشت نوع بشر و بشر بودن انسانها ، امکان وقوع این دیدگاه را به جامعه بهائیت نخواهد داد. و دلیل و ریشه این مطلب این است که کلیه رهبران بهائیت اعم از بنیان گذار بهائیت یعنی بهاء الله تا بیت العدل ادعا می کنند که معصوم و لغزش ناپذیر هستند چون بهائیت از طرف خداوند هدایت و راهنمایی شده است . در حالی که ما می دانیم بهاء الله و پسرش عبدالبهاء و نیز نوه عبدالبهاء یعنی شوقی افندی (یعنی ولی امربهائی ) و نیز اعضاء بیت العدل همگی بشر بودند و هستند . ما چه مدرک و سند و دلیلی داریم که اینها معصوم و مصون از گناه و خطا می باشند؟ هیچ دلیل و مدرکی برای این ادعا نداریم ! همچنین وقتی شما نمی توانید سوال و پرسشی را از یکی از رهبران بهائیت سوال کنید در این صورت حاصل این نوع رفتار و عملکرد ایشان چه خواهد بود؟ حاصل آن ظلم و ستم و استبداد خواهد شدو ظلم و ستم و استبداد در طول تاریخ چه حاصل و نتیجه ای داشته است ؟ نتیجه آن تحریف شدن و فساد و بی عدالتی و بی انصافی است ! خود اینها به نوبه خودشان باعث می شوند که در طول زمان یک سیستم شکسته شود و نابود گردد. این مطالب بود که باعث شد من شروع به فکر کردن کنم و این تامل ها روی این مطالب بود که در نهایت باعث شد که من در سال 2004 بهائیت را ترک گویم و رها کنم . به راستی که این مطالب فوق ، خودش خطرناک ترین عقیده موجود در جهان می باشد . هرنوع دلیلی که هرکس از من بخواهد می توانم ارائه دهم برای اینکه باور کند که بهائیت در چند قرن آینده کاملا نابود و خاموش خواهد گشت . و قبل از این نابودی ، قطعا تبدیل به تحریف شده ترین و خطرناک ترین دین در میان ادیانی خواهد شد که تا به حال در دنیا موجود بوده اند . اما در زمان کنونی و حال حاضر ، تنها به این دلیل بهائیت خطرناک نیست که تعداد آنها اندک است . خطر آن هم ریشه در این دارد که مبنا و ریشه بهائیت از عقاید شدید اسلامی منشأ انحرافی یافته طبیعتا افراد بهائی تند و شدید ، مستبد ، زیربارنرو، و متعصب می باشند . این در حالی است که بهائیتی که محصول قرن 19 میلادی است دقیقا ترکیبی است از مخلوط شدن تفکرات لیبرال سیاسی غربی و عقاید اجتماعی آن قرن ، به علاوه زیربناهای تفکرات شیعی . یعنی ترکیب و ممزوج شدن این دوروش ، محصول آن دقیقا بهائیت است . بهائیت آخرین شانس و فرصت من بود که به آن امیدوار بودم که به عنوان یک دینی که خدا محوریت آن می باشد بتواند زندگی من را تنظیم کند و زندگیم را قاعده مند اداره کند ولی اکنون اعتقاد دارم که هیچ چیزی نخواهد توانست نسبت به من چنین هدفی را ارضاء کند . الحمدلله رب العالمین السلام علیک یا خلیفة الله منبع : http://circleh.wordpress.com/2007/10/19/why-i-quit-the-baha%E2%80%99i-faith/ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 9:25 توسط حسام |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم ۲۲/۱۰/۱۳۵۷ ۱۳/ صفر /۱۳۹۹ اخطار بهائيان مسلمان شده سروستان فارس به محفل ملي بهائيان ايران اينجانبان حسام عندليبي – عباداله روحاني – محمد ( مشهور به مهدي ) معصومي و پرويز ثابت و آقا جان معصومي كه اعضاء محفل سروستان بوده ايم به اتفاق امضاء كنندگان زير از طرف۳۳۸ نفر افراد مسلمان شده ديگر لازم مي دانيم به همه گردانندگان مسلك بهائيت هشدار دهيم : محافل ايران بر خلاف واقع و بدون هيچگونه تحقيق بين دوستان و بستگان بهائي شايعه دروغي پخش كرده اند مبني بر اينكه ما با زور و تهديد به اسلام ايمان آورده ايم تا بدين وسيله بر اغفال بهائيان افزوده ، مانع هدايت آنها شوند. درحالي كه اين شايعه كاملا بي اساس بوده و مانند كليه گفتار و اقوال رهبران اين فرقه از درجه اعتبار ساقط است . لذا لازم مي دانيم از خود رفع اتهام كنيم و به همه آنهائي كه قصد هتك حرمت عقايد اسلامي ما را دارند و مدعي تحري حقيقت هستند اعلام مي داريم كه از انتشار اينگونه شايعات دروغ دست بردارند. ما لازم مي دانيم تذكر دهيم پس از تحقيق واقعي بدين نتيجه رسيده ايم : حضرت محمّد صلي الله عليه وآله آخرين پيامبر الهي و قرآن آخرين كتاب آسماني است و دوازدهمين جانشين آن حضرت حجة بن الحسن العسكري عجل الله تعالي فرجه است كه هم اكنون در پس پرده غيبت به سر مي برند و روزي به فرمان خدا ظهور خواهند كرد و جهان پر آشوب را در پناه تعاليم اسلام پر از عدل و داد خواهند فرمود . درخاتمه به دوستان بهائي توصيه مي كنيم كه شما هم راه واقعي خود را با تحري حقيقت اصيل در پرتو معارف عاليه قرآن پيدا كنيد تا همچون ما رستگار شويد و از تشكيلات بهائي مي خواهيم نام اينجانبان را از دفاتر و سجلات امري حذف كنند . محمد علي روحاني – ظفرالله روحاني – عباد الله روحاني – حسام عندليبي – كرامت الله روحاني – نعمت الله روحاني – عنايت روحاني – شعاع الله معصومي – محمد رضا آزاد – كيامرث ستوده – مهرداد كرمي – حسينعلي حاجي زاده و چندين امضاء ديگر . روزنامه اطلاعات دوشنبه ۹ بهمن ماه ۱۳۵۷– شماره ۱۵۷۷۱ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 1:6 توسط حسام |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم متن تلگراف بهائيان مسلمان شده قريه سعديه شيراز خطاب به محفل ملي بهائيان ايران اينجانبان خليل قادري (مبلغ قريه سعديه ) و شكراله فهندژ و ولي قادري و روح اله سهراب و عبادت اله فهندژ و ايرج مستمند و روان همت و بديع اله حسني و سعيد فهندژ به اتفاق خانواده هاي خود از ساكنين قريه سعدي لازم مي داند كه خاطر شما گردانندگان حزب بهائيت را مستحضر بدارد كه مدتي عمر عزيزخودرا تحت تسلط تبليغات مسموم مرام بهائيت تلف كرده ايم. اكنون با تحقيقات واقعي به حقانيت و آخربودن ديانت مقدس حضرت محمد صلي الله عليه وآله و امامت دوازده جانشين آن حضرت كه آخرين آنها حضرت محمد بن الحسن العسكري عجل الله تعالي فرجه است پي برده و ايمان داريم كه حضرت مهدي عليه السلام در پس پرده ي غيبت است و به امر خدا ظاهر خواهد شد و دنيا را پر از عدل و داد خواهد فرمود . ما با آزادي و اختيار تمام بدون هيچگونه اجبار و اكراهي با ميل خود مسلمان شده ايم و از مسلك پوشالي بهائيت تبري جسته ايم . متأسفانه آن محفل و محافل وابسته بر خلاف واقع و بدون تحقيق به كار ديرينه ي خود يعني شايعه هاي دروغ پرداخته و مسلمان شدن ما را به ديگر بهائيان با اجبار و چشم بسته اعلام نموده اند و حتي آتش سوزي ها را به مسلمانان نسبت داده در حالي كه ماخود شاهد ممانعت علماي اسلام از اين كار بوده ايم . بدين وسيله از خود ردّ اتّهام نموده و از محافل بهائيت مي خواهيم دست از اينگونه شايعه پردازي هاي دروغ بردارند و بهائيان را آزاد گذارده تا همانند ما تحقيق كرده و با شجاعت هرچه تمام تر از اين مسلك تبرّي جويند . در پايان با كمال افتخار خواهانيم كه نام اينجانبان را هرچه زودتر از دفاتر سجلّات امري حذف نمائيد. به اميد هدايت همگي شما هدايت شدگان قريه سعدي شيراز خليل قادري – شكراله فهندژ – عبادت اله فهندژ – ولي قادري – روح اله سهراب – روان همت – ايرج مستمند – سعيد فهندژ – بديع اله حسني روزنامه اطلاعات يكشنبه ۸ بهمن ۱۳۵۷ – شماره ۱۵۷۷۰ روزنامه كيهان چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۵۷ – ۲۵ صفر ۱۳۹۹ – شماره ۱۰۶۲۱
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 1:6 توسط حسام |
|
|
مبلغ معروف و سرشناس جامعه بهائی ، همنشین و مباحث مبلغینی چون " عباس علوی "، " محمد علی فیضی " ، فنا ناپذیر ،" اشراق خاوری" ، و ......
اينك با شماسخن می گویم .لابد می خواهید بپرسید که اگر تو "ادیب مسعودی " هستی ، پس چرا " الله ابهی " نگفتی و چرا ما بندگان جمال اقدم را" احباء الله " و" اماء الرحمن" نخواندی ؟ آری من ادیب مسعودی همانکه محفل بارها از من با القاب "خادم برازنده " ، " نفس جلیل" ،" ناشر نفخات الله ، " یار موافق " ودهها نظیر آن یاد کرده – که میتوانید نمونه هائی از آنرا در لابلای -همین یاد داشت کوتاه ببینید – اکنون با شما مشفقانه بسخن نشسته و امیدوارم در حاصل نهائی عقایدم که پس از رنجها و مشکلات طاقت فرسا فراهم آمده ، بیندیشید !من با تمامی سوابق درخشان امری و با چهره ای سرشناس در میان بهائیان ایران، اینک صریحا اعلام می کنم که :" پشیمانم و بر گذشته ي خویش سخت متاسف " خاطرم از آنچه گذشته ، ملول است و : ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 1:6 توسط حسام |
|
|
من هم مسلمان شدم بسم الله الرحمن الرحيم اينجانب ايرج روحاني (بهائي زاده ) فرزند حسن روحاني داراي شناسنامه ۱۲۱صادره از بخش يك اصفهان ساكن اصفهان ، پس از تحقيق و تحري حقيقت كامل ، به بطلان مسلك ساختگي بهائيت پي برده و تبري خود را از اين طريق اعلام مي دارم و گواهي بر نبوت و خاتميت پيغمبر گرامي اسلام حضرت محمد بن عبد الله (ص) و امامت ائمه اطهار و حقانيت مذهب حقه جعفري مي نمايم و اعتقاد و ايمان خود را به وجود و حيات و طول عمر امام دوازدهم حضرت بقية الله و خاتم الاوصياء محمد بن الحسن العسكري (عج) اعلام مي دارم و هدايت سايربرادران و خواهران بهائي خود را از خداوند متعال مسئلت دارم . به تاريخ شنبه سي و يكم مرداد ماه يكهزارو سيصدو چهل و سه برگرفته از مجله نوردانش - ارديبهشت ۱۳۴۴ - سال پنجم - شماره ۲ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 1:5 توسط حسام |
|
|
به نام خدا ... حتي نسيم حيات بخش بهاري كه پيك نشاط و زندگي است ، برايم غم انگيز و حسرت زا مي باشد ... زيرا كه ، يادآور سال هاي بي حاصل زندگي من است ... وقتي به گذشته هايم مي انديشم ، اندوهي جانكاه ، سراپاي وجودم را، چنان مي فشارد، كه گويي سنگيني آن را ، جز آنكس كه سرنوشتي ، همانند من داشته باشد ، نمي تواند احساس كند ... تو اي خواننده ي عزيز : شايد ، بارها مرغ روحت ، هواي پرگشادن به جانب حقيقتي را داشته است تا همه لحضه هاي عمرت را ، در راهش نهي ، و فرسودگي و فناپذيري وجودت را به ثبات و بقايش ، پيوند دهي ، و از رنج جانفرساي " نيست شدن " برهي ، من نيز ، چنين بودم ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 1:5 توسط حسام |
|
|
طي سالهاي بعد از شهريور ۱۳۲۰ مبارزه بر ضد بهائيت بالا گرفت و براي خود ادبيات ويژه اي را در متون البته بخشي از ادبيات ضد بهايي مربوط به دوران شکل گيري آن در آغاز حکومت ناصري است. در باره اين ادبيات در فارسي کمتر نوشته اي به چشم مي خورد. آن طرف هم هرچه منتشر مي شود از بهائي هاست که کمتر به اين مباحث مي پردازند. از حق هم نبايد گذشت که مرام بهائيت بهترين خاطراتش در جذب افراد و همزمان بدترين آنها در بيرون رفتن آنان از بهائيت است. فکر نمي کنم در هيچ آييني اين قدر سريع کساني جذب شوند و با همان سرعت بلکه بالاتر از آن، از آن مرام درآيند و بيرون روند. اگر کسي مطبوعات يکي دو دهه پيش از انقلاب را ورق بزند خواهد ديد که چه قدر بهايي با عکس و مشخصات در مطبوعات اعلام انزجار از مرام بهائيت کرده اند. شايد هزاران نمونه را در نشريه نداي حق بتوان يافت که آن زمان توسط سيد حسن عدناني چاپ مي شد. شنيدم که پرونده هاي اين قبيل افراد را هم مرحوم آقاي حلبي جمع آوري کرده و در کتابخانه آستانه قدس به وديعت نهاده است. اي کاش آن اسناد هم چاپ مي شد. اما در مطبوعات مذهبي ده بيست و سي مقالات و خاطرات فراواني در رد بهائيت چاپ شد . نشريه آيين اسلام از آن جمله بود. مرحوم حاج سراج انصاري هم سلسله مقالاتي تحت عنوان بهايي کيست داشت و ديگران. اما آنچه در آن زمان جالب توجه بود، خاطرات بیشماري از سران بهائيت بود که برگشته بودند و به تدريج خاطرات خود را در مجلات ديني به چاپ مي رساندند. يکي از اينها فضل الله مهتدي صبحي بود که... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 1:5 توسط حسام |
|
|
برادرروحاني ودوست عزيزبهائي سلام ودرود صميمانه مرا بپذير ، با اميد پذيرش ، جملاتي چند با تو دوست عزيز درد دل مي كنم واميدم آن است كه از مسئوليت بزرگ خويش ، وظيفه اي كوچك انجام داده باشم .در حدود پنج سال پيش بر اثر روح كاوشگري كه در نهاد هر انساني وجود دارد، و به دنبال انگيزه ي پژوهش و كاوشي كه يك جوان از آن برخوردار است ، بر آن شدم تا از آئين تو دوست روحاني اطلاعي به دست آورم و به قول شما " تحري حقيقت" كنم . به دنبال اين خواست با برخوردها و تماس هائي چند شيفته آئينت گشته ، بدين معتقد شدم كه آنچه مي جستم يافتم و به همين سبب تقاضاي تسجيل كرده و به جرگه احبا پيوستم تا به تمام معني خود را بهائي احساس كرده باشم و به دنبال اين احساس بود كه به كوشش و جديت پرداخته تا هم بيشتر و هم بهتر آئيني كه بدان سرسپرده بودم بشناسم و هم در ترويج آن اقدامي بنمايم و دراين راه قدمي بجان خريدم ولي به خود قبولاندم كه بايد در راه رسيدن به حقيقت و نشر آن ، مصائب را چون شربتي بنوشم و دندان برجگر نهم و آنگاه بود كه : به دنبال روح كاوشگر درونم در آثار و الواح بهائيت به مطالعه و جستجو پرداختم . اما چه بگويمت اي برادر كه ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 1:5 توسط حسام |
|
|
من هم مسلمان شدم بسم الله الرحمن الرحيم اينجانب جهانگير اردكاني دارنده شناسنامه شماره ۱۱۱۶ صادره از قنسولگري عشق آباد ساكن مشهد شغل دندانپزشك كه تا به حال در مسلك بهائيت بسر مي بردم ، اكنون در اثر تحقيق و تحري حقيقت كامل به بطلان مرام بهائيت و حقانيت ديانت مقدسه اسلاميه متوجه شده بدينوسيله ايمان خود را به خاتميت پيغمبر اكرم اسلام و قائميت و امامت اعليحضرت بقية الله ، حجة بن الحسن العسكري ، عجل الله تعالي فرجه الشريف اعلام مي دارم . و از كليه مرام هاي ساختگي مثل بابيت و بهائيت تبري مي جويم . جهانگير اردكاني برگرفته از مجله نوردانش - ارديبهشت ۱۳۴۴ - سال پنجم - شماره ۲ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 22:46 توسط حسام |
|
|
مبلغ فرقه ضاله با ۲۷نفر خانواده خود به آغوش آئين حق باز مي گردد بدين وسيله به اطلاع عموم ميرساند : اينجانب فرامرز داودي دارنده شناسنامه شماره ۱۳۵ صادره از " زنجان " كه مدتي در قراء اطراف زنجان سكونت داشتم و اكنون ساكن اين شهرهستم ، مبلغ فرقه بهائيت بودم و در روستا هاي اطراف زنجان مشغول تبليغ اين مرام بودم . پس از تحقيق و بررسي كامل و دور از هرگونه تعصب ، به بطلان و بي پايگي مرام بهائيت از هر لحاظ به من و افراد خانواده ام ثابت شد و افتخار دارم كه همراه ۲۷نفر از افراد خانواده و بستگانم ، اعم از زن ومرد ، در حضور روحاني بزرگ شهر زنجان به آئين حق جعفري مشرف شدم. اينك ضمن ابراز انزجار و تنفر از اين مسلك بي اساس ، كه ساخته و پرداخته استعمار است ، اعلام مي دارم كه من و افراد خانواده ام در شمار شيعيان اثني عشري بوده ، از اين تاريخ مفتخر و سرافرازم كه جزو پيروان صميمي حضرت ولي عصر حجة بن االحسن العسكري (عج) ، دوازدهمين پيشواي شيعيان جهان مي باشم . فرامرز داودي برگرفته از : درس هائي از مكتب اسلام - شماره ۱۲ - سال ۱۴ - آذرماه ۱۳۵۲ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مجله مكتب اسلام در ادامه مي نويسد : ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 22:52 توسط حسام |
|
|
من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهليه ( هركس بميرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است ) هزار شكر كه از قيد درد و غم رستم چو ذره بودم و بر آفتاب پيوستم به چاهسار ضلالت فتاده بودم زار گرفت خضر ره عشق از كرم دستم طمع بريده ز دجال سيرتان پليد زجان بخدمت صاحب زمان كمر بستم سالها به اميد چشمه حيات ، در ظلمات هستي ره گم كرديم و به جاي آب سراب يافتيم . آنانكه خود را مسيحاي دوران مي ناميدند ، دجال صفت رهزن دين و دل مردمان بودند، از صفاي روح و سادگي مردم پاك نهاد سوء استفاده كردند و دين و ايمان آنان را به بازيچه گرفتند . روزگاري با وسوسه و فريب فريبكاران در جرگه بهائيت وارد شدم و آنگاه از صميم جان دانستم كه اينان مردمي سالوس و دغلبازند ، بازي با كلمات و الفاظ يكي از وسايل فريب و نيرنگ آنها است . تا آنگاه كه نداي وجدان را از اعماق روح خويش شنيدم كه به اين فرقه گمراه فرياد ميزند : فَاَينَ تَذهَبون ؟ اي بي خبران به كجا مي رويد ؟ و به ياري خداي بزرگ ، خورشيد ايمان از افق روحم تجلي كرد ، و دست " محمد و آل محمد ص" بازويم بگرفت و از اين ورطه حيرت انگيز و ظلمت زاي نجانم داد . و اين زمان به درگاه خداي مهربان سر به سجود مينهم و اورا شكر مي گويم ، كه درهاي نعمت را بر من گشود و به صراط مستقيم هدايت كرد و در جرگه خادمان " حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه " مرا مستقر ساخت. اميد كه اين گمشدگان ، ره به حقيقت برند و به سرچشمه نور و صفا يعني قرآن بزرگ و اسلام مقدس روي آورند . حبيب اله جمشيدي ( رضانيا ) آباده ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 9:59 توسط حسام |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم اينجانب علي اكبر ، شهرت شاملو فرزند عيسي شاملو به شماره شناسنامه ۲۲۷۷متولد ۱۳۱۵صادره از علي آباد دمق ، مسلمان زاده ساكن قريه " دمق علي آباد ملاير " مدت شش سال با فرقه ضاله بهائيت تماس و معاشرت داشتم . در اثر بي اطلاعي از معارف اسلامي تحت تأثير مطالب پوچ آنها قرار گرفتم تا آنجا كه مدت دو ماه قبل تسجيل شدم . اما بحمد الله خداوند بر من منت گذاشت با برخورد با عده اي از مسلمانان روشن ، بطلان اين فرقه مضله بهائيت برايم ثابت شد . لذا بدين وسيله تنفر و بيزاري خود را از اين فرقه پوشالي اظهار داشته و اعتقادات خويش را اينطور اعلان مي دارم : من معتقد به خدا و انبياء و خاتميت پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد بن عبدالله (صلي الله عليه و آله) و اوصياء گرامش كه دوازده نفر هستند و آخرين آنها حضرت حجة ابن الحسن العسكري عليه السلام است كه بايد بيايد و جهان را از لوث فساد و تباهي نجات بخشد هستم. اقرار برادر عزيز آقاي علي اكبر شاملو مورد تصديق است . (محمد حسين رضيئي )
جناب معظم له تمام مضامين فوق را در نزد اينجانب اعتراف نمودند اميد است انشاءالله مورد توجه حضرت ولي عصر (عج) واقع گردد. (الاحقر علي ابن ابراهيم معصومي في التاريخ پنجم ربيع الاول ۱۳۹۷ هجري قمري ) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 9:54 توسط حسام |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم اينجانب اسفنديار سياهي فرزند مرحوم حسن به شناسنامه شماره ۳۷۱ صادره از داريون متولد ۱۳۰۴ ساكن داريون كه مغرضين مرا بهائي معرفي كرده اند بدين وسيله معتقدات خود را اظهار مي دارم كه : حضرت محمد بن عبدالله ( صلي الله عليه و آله و سلم ) پيغمبر آخرالزمان و خاتم پيامبران است و گواهي مي دهم كه جانشين بلافصل پيغمبر اسلام ، علي بن ابيطالب و حسن بن علي و حسين بن علي و علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد وموسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و حسن بن علي و محمد حجة بن حسن العسكري صاحب الزمان عليهم السلام به ترتيب دوازده نفر امامان بر حق بوده و هستند و معتقدم كه محمد بن الحسن العسكري ( عجل الله تعالي فرجه ) زنده و از نظر ها پمهان مي باشند و روزي به اذن خداوند ظهور مي فرمايند و دنيا را پر از عدل و داد خواهند فرمود و انزجار و تنفر خود را از مرام و مسلك بابي و بهائيت اعلام مي دارم و ضمناً از خداي مهربان خواستارم كه برادران و خواهراني كه به غفلت به اين مسلك گرفتار و خود را سرگرم نموده اند كمك فرمايد تا از اين بيچارگي نجات يابند . اسفنديار يار سياهي صحت امضاي اسفنديار سياهي در دفتر اسناد رسمي شماره ۷۵ گواهي شده است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 9:51 توسط حسام |
|
|
بسمه تعالي اينجانب شكرالله رضائي فرزند محمد باقر به شماره شناسنامه۳۲ متولد ۱۲۶۹ تزنك سروستان كه بهائي و بهائي زاده بوده ام در اثر برخورد با افراد خير و مطلع به پوچي مرام بهائيت واقف شده ام و به ختميت حضرت رسول (ص) و حقانيت دوازده
جانشين آن حضرت معتقدم و امام دوازدهم
حضرت محمد بن الحسن العسكري (عج)
كه اكنون در پس پرده غيبت است زنده ميدانم و معترفم كه به خواست خداوند بزرگ روزي ظهور خواهد فرمود و دنيا را پر از عدل و داد خواهد كرد . در خاتمه هدايت كليه گمراهان مخصوصاً فرقه ضاله بهائيت را از درگاه احديت خواستارم و به پيشوايان بابي و بهائي لعنت مي فرستم . چهارم شعبان ۱۳۹۷ هجري قمري ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 9:22 توسط حسام |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم من هم مسلمان شدم اينجانب بهرام نيرومند فرزند محمد به شناسنامه شماره ۴۶۳صادره از شيراز كه بهائي زاده بوده ام پس از تحقيق و مطالعه در مسلك بهائيت متوجه شدم كه اساس اين مرام ، ساختگي و دست پرورده اجانب و بيگانگان مي باشد و تلاش گردانندگان اين جزب در گمراه كردن افراد بي اطلاع و ساده لوح و تفرقه انداختن در جامعه اسلامي و انساني است . لذا بدين وسيله از مسلك پوشالي بهائيت بيزاري جسته و بر رهبران و مؤسس آن نفرين و لعنت مي فرستم كه چگونه مردم را از شاه راه حقيقت اسلام دور نگه داشته و گمراه مي نمايند . اكنون اعتقاد دارم كه دين مقدس اسلام آخرين و كامل ترين اديان بوده و حضرت محمد بن عبد الله (ص) خاتم پيامبران مي باشند و حضرت علي (ع) با يازده فرزندان گراميش جانشين و وصي برحق آن حضرت مي باشند .و نيز امام دوازدهم حضرت مهدي حجة بن الحسن العسكري ( عج ) قائم اسلام و منجي عالم بشري بوده كه ايشان در حيات و از نظر مردم غائبند و روزي به فرمان خدا ظاهر شده و اين جهان پرآشوب را اصلاح مي فرمايند . از خداوند متعال خواستارم كه همه بهائيان تحري حقيقت واقعي نموده ، بر بطلان و بي اساس بودن آن مسلك و فرقه ضاله پي برده و به آغوش اسلام و هدايت الهي رهنمون گردند . درخاتمه از اين موفقيتي كه شامل حالم شده خداي را بسي شاكر و سپاسگزارم و هدايت همگي را از خداي منان آرزومندم . تاريخ ۲۵ / ۲ / ۱۳۵۵
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 10:10 توسط حسام |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم با سلام تشرف يافتم اينجانب آذر نيرومند فرزند محمد به شناسنامه شماره ۳۲۲۹ صادره از شيراز كه بهائي زاده بوده ام پس از تحقيق و مطالعه در مسلك بهائيت متوجه شدم كه اساس اين مرام ، ساختگي و دست پرورده اجانب و بيگانگان مي باشد و تلاش گردانندگان اين جزب در گمراه كردن افراد بي اطلاع و ساده لوح و تفرقه انداختن در جامعه اسلامي و انساني است . لذا بدين وسيله از مسلك پوشالي بهائيت بيزاري جسته و بر رهبران و مؤسس آن نفرين و لعنت مي فرستم كه چگونه مردم را از شاه راه حقيقت اسلام دور نگه داشته و گمراه مي نمايند . اكنون اعتقاد دارم كه دين مقدس اسلام آخرين و كامل ترين اديان بوده و حضرت محمد بن عبد الله (ص) خاتم پيامبران مي باشند و حضرت علي (ع) با يازده فرزندان گراميش جانشين و وصي برحق آن حضرت مي باشند .و نيز امام دوازدهم حضرت مهدي حجة بن الحسن العسكري ( عج ) قائم اسلام و منجي عالم بشري بوده كه ايشان در حيات و از نظر مردم غائبند و روزي به فرمان خدا ظاهر شده و اين جهان پرآشوب را اصلاح مي فرمايند . از خداوند متعال خواستارم كه همه بهائيان تحري حقيقت واقعي نموده ، بر بطلان و بي اساس بودن آن مسلك و فرقه ضاله پي برده و به آغوش اسلام و هدايت الهي رهنمون گردند . درخاتمه از اين موفقيتي كه شامل حالم شده خداي را بسي شاكر و سپاسگزارم و هدايت همگي را از خداي منان آرزومندم . تاريخ ۲۵ / ۲ / ۱۳۵۵ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 10:6 توسط حسام |
|
|
دو بهایی از شهروندان اصفهانی با قرائت صیغه شهادتین خود توسط امام جمعه اصفهان به مذهب شیعه جعفری مشرف شدند.
![]() اشكان و ودیعه دو بهایی هستند كه با تشویق و راهنمایی دوستان خود و تحقیق در این زمینه به مذهب شیعه گرویدند و نام خود را از اشكان به حسین و از ودیعه به فاطمه تغییر دادند. این دو نفر پس از قرائت صیغه شهادتین خود توسط نماینده آیتالله طباطبایی نژاد، امام جمعه اصفهان و قبول مذهب شیعه جعفری با یكدیگر پیمان زناشویی بستند. بنابرگزارش روابط عمومی دفتر نماینده ولیفقیه در استان و امام جمعه اصفهان، همچنین یك زن سنی مذهب از شهروندان اصفهانی پس از اظهار علاقه و با راهنمایی همسایگان خود در حضور آیتالله طباطبایی نژاد به جمع شیعیان پیوست. در سال های اخیر چندین زن و مرد غیرمسلمان و بیشتر مسیحی از شهر اصفهان و كشورهای دیگر از جمله ایتالیا، برزیل، انگلیس، فرانسه، آلمان، مجارستان، هند و ژاین در حضور امام جمعه اصفهان با جاری كردن صیغه شهادتین به جمع مسلمانان و شیعیان پیوستند. خبرگزاری شبستان
خبرگزاری آفتاب ۲۳ / تیر / ۸۷ |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 10:5 توسط حسام |
|
|
گفت وگوي اختصاصي با مهناز رئوفي ، نويسنده كتاب «سايه شوم»
بهائيت سراسر دروغ است كتاب «سايه شوم»، خاطرات يك نجات يافته از بهائيت، مدتي به عنوان پاورقي در روزنامه ي كيهان به چاپ رسيد. اين خاطرات خواندني و ماندگار مورد توجه خاص خوانندگان روزنامه قرار گرفت. به طوري كه هنوز چند شماره از آن به چاپ نرسيده بود كه علاقه مندان متقاضي چاپ كتاب اين سلسله از پاورقي ها شدند. به همين خاطر و برخلاف رسم معمول قبل از به پايان رسيدن چاپ پاورقي، كتاب «سايه شوم» به دست چاپ سپرده شد و با استقبال در خور توجه خوانندگان اين كتاب بي درنگ به سه نوبت چاپ متوالي در طي مدت كوتاه انتشار خود رسيد!اين استقبال شگفت از خاطرات يك زن نجات يافته از بهائيت، دفتر پژوهشهاي روزنامه كيهان را به صرافت انداخت تا با اين زن مصاحبه اي اختصاصي، همه جانبه و بي تكلف انجام دهد. مصاحبه حاضر حاوي نكات جالب و ارزنده اي است كه مخاطبان كتاب «سايه شوم» با خواندن آن مي توانند به دانش خود درباره ي بهائيت و وابستگي اين فرقه به استعمار بيفزايند. عناوين اين مصاحبه به شرح زير است :
بهائيت سراسر دروغ است همه دستورها از اسرائيل مي آيد بهائيت و پروژه شست و شوي مغزي دست در دست صهيونيسم بگوييد بهائيت زنده است! ترس بي جا از خروج دعواي دو موعود! دعا براي پيروزي صدام! ماجراي يك خواب اغلب روساي ساواك بهايي بودند عنايتي به نام شكنجه ! بهائيان به كشور خود ظلم مي كنند آماده مناظره ام
گفتگوي اختصاصي كيهان با «خانم مهناز رئوفي» نويسنده ي خاطرات كتاب «سايه شوم» در پي مي آيد: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 10:25 توسط حسام |
|
|
چرا بهائي نماندم؟
شور از گذشته ها سخن به میان می آورد وصمیمانه با کاربر سایت (صفا)سرگذشت خودرا در میان می گذارد. مبلغی مشهور در بهائیت بودم که مرا هم پایه آیه الله بروجردی می خواندند اما تحقیق و پژوهش مرا به سوئی دگر کشانید... من در سال 1300 در یک خانواده کشاورز متولد شدم. بیش از هشتاد سال از عمر او گذشته است اما حتی در بستر بیماری سرزنده و پویا و با
آن موقع ،دوران تاخت و تاز همه جانبه فئودال ها در کشور بود و بیشتر پراکندگی در زندگی من از دست آنها بود... ما کشاورز بودیم و اربابان زمین خوار،هرچه درمدت سال زحمت می کشیدیم به یغما میبردند و ما دست خالی به خانه بر می گشتیم.عده ای هم به نام دین با سخنان پوچ کار آنها را توجیه می کردند و مردم را از دین دور می نمودند..از بس به ما ستم می کردند ما مجبور بودیم در غار زندگی کنیم. در چهار فرسخی شرقی بروجرد دهی بود به نام فخرآباد که غارهایی در زیر زمین داشت و مردم از فرط فقر در آنها زندگی می کردند(آن ده شاید الان خراب شده باشد.) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 12:1 توسط حسام |
|
|
اينجانب نصرت اله كورش پسنديده فرزند محمد دارنده شناسنامه 7 مواليد صادره لاله جين از توابع 24 / 5 / 1349 مطابق 12 جمادي الثاني 1390 قمري نصرت اله كورش پسنديده ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 12:23 توسط حسام |
|
|
بسمه تعالي اينجانب رضا شرقي داراي شناسنامه شماره 75 صادره از رشت كه مدت دوازده سال در مسلك بهائيت بسر برده ضمن تماس با مبلغين اسلامي لطف پروردگار توانا شامل حالم گرديد و بر من ثابت و مسلم شد كه بهائيت دين نيست بلكه يك حزب ساخته اجانب است بنابراين از اين مرام ساختگي تبري جسته و اعتراف قلبي خود را نسبت به دين مقدس اسلام و به خاتميت حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و امامت ائمه دوازده گانه و قائميت و حيات حضرت حجة بن الحسن العسكري عجل الله تعالي فرجه اعلام داشته و از خداوند بزرگ خواستارم كه ساير گمراهان را به راه راست هدايت فرمايد . رضا شرقي ۴ / 2 / 1350 ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 10:53 توسط حسام |
|
|
تبري نامه اينجانب عبدالحسين قدرتي به شماره شناسنامه 6168 محل صدور ني ريز تاريخ تولد 1305 شغل دام داري بهائي زاده كه عمري را در مسلك بهائيت بسر بردم و در اثر صحبت و نشستن با عده اي از رفقاي مسلمان فهميدم كه اين مسلك ساختگي است و اينك به دين مقدس اسلام و خاتميت حضرت محمد صلي الله عليه و آله و امامت حضرت علي عليه السلام و يازده فرزند بلافصل و قائميت حضرت محمد بن الحسن العسكري كه در پس پرده غيبت و عزلت است و روزي ظهور خواهد كرد و دنيا را پر از عدل و داد خواهد نمود معتقدم و از برادران و خواهران بهائي استدعا دارم اين حقيقت را كشف نموده و دين مقدس اسلام را قبول نمايند تا در دنيا و آخرت رستگار گردند . عبدالحسين قدرتي ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 10:17 توسط حسام |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم اينجانب پرويز كوشكباغي فرزند عباس به شماره شناسنامه 241 متولد 1330 كه فعلا در سبزوار ساكنم مدتي است در اثر تحريم مبلغين بهائي از تحري حقيقت واقعي در مرام بهائيت بسر مي بردم . با مختصر تحقيق در نوشته هاي باب و بهاء برمن ثابت شد كه ميرزا حسينعلي بهاء اله خدا نمي تواند باشد و او بجز آلت استعمار نقش ديگري را در اين عالم نداشته است . لذا جدائي خود را از فرقه بهائيه اعلام مي دارم و ايمان قلبي و اقرار به وحدانيت خداوند متعال و ختميت حضرت محمد بن عبدالله ( صلي الله عليه و آله ) و غيبت و قائميت حضرت حجة ابن الحسن العسكري ( عج ) را اظهار مي نمايم . از كليه بهائيان تقاضاي ترك تعصب و تحري حقيقت واقع را دارم . سبزوار – پرويز كوشكباغي 24 / 4 / 1350 ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 10:33 توسط حسام |
|
|
تشرف به دين مبين اسلام اينجانب محمد باقر علي ثاني داراي شناسنامه شماره13631 صادره از قزوين متولد 1290 ساكن بهشهر كه متاسفانه قريب 28 سال جزو بهائيان محسوب مي شدم ولي واقعا حتي براي هيچ زماني معتقد به اين مسلك نبودم لذا پس از تحقيق كامل به مرام ساختگي پي برده و اعلام مي دارم كه هيچ حقيقتي در بهائيت وجود ندارد. اينك بدين وسيله برائت خود را از مرام بي اساس بهائيت اعلام داشته و افتخار مي كنم با اقرار به وحدانيت خداوند متعال و خاتميت پيامبر عاليقدر اسلام و حقانيت حضرت حجة بن الحسن المهدي ( عج ) كه امام زنده و برحق شيعه مي باشد . اميدوارم وسيله اي براي هدايت گمراهان و راهنمائي برادران گمگشته از راه حقيقت باشم. بهشهر – محمد باقر علي ثاني 7 / 11 / 1349 ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 10:9 توسط حسام |
|
|
بنام خدا اينجانب سيد اسداله كميزي داراي شناسنامه شماره 1662 فرزند سيد حسن كه در خانواده بهائي متولد شده و تا امروز در سلك بهائيت بسر مي برم در اثر تحري حقيقت پي به بطلان اين مرام كه به دست اجانب ساخته شده برده ، اكنون با ايمان قلبي به حقانيت دين مبين اسلام و به خاتميت حضرت محمد بن عبدالله ( صلي الله عليه و آله ) و ائمه دوازده گانه كه آخرين آنها حضرت حجة بن الحسن العسكري ( عج ) كه تاكنون زنده و غايب است ايمان آورده و اعتراف مي نمايم كه از گمراهي نجات يافته و از خداوند متعال مسئلت دارم تا ساير برادران بهائي ام را نيز به راه راست هدايت فرمايد . سبزوار – سيد اسد الله كميزي ( 5 / 11 / 1350 ) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 9:50 توسط حسام |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم به نام نامي حضرت حجة بن الحسن العسكري ( عج ) اينجانب بهيه امين زاده فرزند عزيزالله داراي شناسنامه شماره 10 صادره از شيراز ، بهائي زاده و متولد سال 1338 شمسي در اثر تماس با افرادي مطلع ، پي به پوشالي بودن مسلك بهائيت برده و معتقد به اين موضوع كه بانيان امر بهائيت اعتقاد به خداوند ندارند و در تمام موارد خود را خدا مي دانند شدم ، لذا بدين وسيله تنفر خود را نسبت به بهائيت و فرقه ضاله مضله بهائي ابراز داشته و اكنون معتقد به خاتميت حضرت محمد بن عبدالله ( صلي الله عليه و آله ) و جانشينان آن حضرت بخصوص دوازدهمين آنها حضرت حجة بن الحسن العسكري ارواح العالمين له الفدا كه اكنون زنده و درپس پرده غيبت بسر مي برند هستم . به اميد آن روزي مي باشم كه خداوند حضرتش را امر به ظهور فرمايد و دنيا را از عدل و داد پر گرداند . من از تمام افراد بهائي استدعا دارم كه تحري حقيقت كه يكي از اصول دوازده گانه است ترك نكنند و از من سرمشق بگيرند و به آغوش گرم اسلام پناه برند . بهيه امين زاده 25/1/2536 برابر با 25/ ربيع الثاني / 1976 هجري قمري ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 9:43 توسط حسام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|