مقدمه 1 : هدايت يافتگان از ظلمت فرقه ي بهائيت به نورانيت مكتب اسلام

در طول يكصد و شصت سالي كه از پيدايش فرقه ي بهائيت در ايران مي گذرد و از همان ابتداي تشكيل اين فرقه ي انحرافي ، گروهي از افرادي كه به خاطر عدم آگاهي و يا فريب و يا تصورات خام و باطل به سوي بهائيت گرايش پيدا كرده بو دند از سير گژ راهه باز گشته و به سوي اسلام هدايت شدند .

در ميان اين افراد از اعضاي اصلي خاندان ميرزا علي محمد باب تا خويشان و وابستگان سببي و نسبي ميرزا حسينعلي بهاء و فرزندان او تا نويسندگان و منشيان بهائي ( نظير صبحي و حسن نيكو و عبدالحسين آيتي و ...) و نيز مبلغان بهائي و افراد سرشناس و تحصيل كرده تا افراد عادي به چشم مي خورند .

اكثر اين افراد بعد از توبه و بازگشت از بهائيت سعي كرده اند مراتب تبري و دوري خويش از بهائيت را به اطلاع ديگران رسانده و علل و عوامل بازگشت خود به اسلام را براي ديگران تشريح كنند .

دقت در اين " تبري نامه هاي " مكتوب كه اخيراً به صورت اينترنتي درآمده معرف و مبين اين است كه اكثريت اين افراد از ماهيت دقيق و اصلي تشكيلات عنكبوتي بهائيت اطلاع نداشته و از طرف ديگر هرگز امكان مراجعه به كتب اصلي رهبران بهائي را نداشته اند تا متوجه تناقضات فكري و عقيدتي آنان بشوند .

به لطف و مدد الهي تلاش دارم به تدريج و با همكاري شما علاقمندان نسبت به تكميل مجموعه ي " متبريان از بهائيت " اقدام نموده و به وظيفه ي شرعي امر به معروف و نهي از منكر عمل نموده باشم . از همه ي خوانندگان اين وبلاگ بويژه هموطنان بهائي تقاضاي مساعدت و همكاري دارم .

در ابتدا به بيان شرح حال و تبري نامه ي بهائيان ايراني پرداخته و به موازات آن از شرح حال و علل تبري از بهائيت ديگر ملل جهان آگاه خواهيم شد .

 

|+| نوشته شده توسط حسام در پنجشنبه نهم آذر 1391 و ساعت 1:7  
 مقدمه 2: وحشت تشكيلات بهائيت از بازگشت بهائيان به اسلام

 تشكيلات بهائيت در طول تاريخ بويژه در دهه ي اخير تلاش فراوان نموده تا بهائيان به مباحثه و مذاكره با مسلمانان نپردازند و به مدارك اصلي مندرج در كتب رهبران بهائيت دسترسي پيدا نكنند .

شگرد ديگر تشكيلات بهائيت در قبال اين افراد ، ترور شخصيت آنان بوده است تا ديگر بهائيان دچار تزلزل روحي و فكري نشوند و يا اينكه چنين القاء مي نمايند تا مسلمان شدن اين افراد را ناشي از ترور و تهديد و فشار روحي و رواني قلمداد نمايند .

علاوه بر آن تشكيلات بهائيت از طريق " لجنه ي عهد و ميثاق " كه به منزله ي تشكيلات جاسوسي و حفاظت اطلاعات عليه بهائيان مي باشد ، نسبت به بررسي علل مسلمان شدن اين افراد مي پردازند و تلاش مي كند تا آنجا كه ممكن است به عناوين مختلف حتي از طريق " تطميع " و يا " تهديد " مجدداً آنان را به ورطه ي فرقه ي بهائيت بكشانند .

زماني كه از همه ي اين اقدامات نا اميد شدند نسبت " طرد " فرد مسلمان شده از تشكيلات بهائيت اقدام نموده و وي را از همه ي وابستگي هاي اداري و عقيدتي و تشكيلاتي بهائيت اخراج نموده و حتي سلام و كلام با وي نيز ننمايند .

تذكر اين نكته لازم است كه بسياري از بهائيان ، قلباً مسلمان شده اند ولي از ترس تشكيلات بهائي و آواره شدن زن وبچه آنان ، جرأت ابرازندارند . اين مطلب را از خاطرات حسين فلاح ، يك نجات يافته از بهائيت مي توان دريافت . (جام جم -  ويژه نامه ايام – شماره 29- 6 شهريور 1386- صفحه 59 )

 براي اثبات اين مدّعا و درك وحشت بهائيت از مسلمان شدن بهائيان به سند زير توجه نمائيد :

اين سند حاوي دستور محفل ملي بهائيان ايران به محافل روحاني بهائي شهرهاي ايران است :

|+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هشتم آذر 1391 و ساعت 1:7  
 " خاطرات حسین فلا‌ح "

حجت مسلمانی من‌

مسلمان شدن من چند دلیل داشت، اول این که بسیاری از دوستان من مسلمان بودند من هم دوست داشتم مثل آنها آزاد باشم. نه این که در چنبره و حصار تشکیلات بهائیت باشم. در دوران انقلاب من حدودا یازده، دوازده ساله بودم بعد از آن هم که جنگ پیش آمد مسلمانان را می‌دیدم که چطور خالصانه به دین، ملت و وطن خود عشق می‌ورزند. من هم دوست داشتم مثل آنها باشم، دوم این که سوالات زیادی در ذهنم نسبت به بهائیت وجود داشت، افکار و عقاید مسلمانان با عقاید ما خیلی فرق داشت. رفتار مسلمان‌ها خیلی بهتر و آزادانه‌تر از ما بود. گرچه طبق تعالیم فرقه‌ای،ما خود را برتر از آنها می‌دانستیم. با این وجود سوالاتی برایم پیش می‌آمد! لذا از مسوولانمان یعنی همان کسانی که جزء محفل (خادمین) بودند، می‌پرسیدم. عکس‌العمل آنها در مقابل سوالات جزیی من تند و پرخاشگرانه بود…. همین سوالات مرا بیشتر تشویق می‌کرد که تحقیقات خود را دنبال کنم و عاقبت به همراه همسر سابقم پس از تحقیقات و مطالعات زیاد، پی به بطالت و ساختگی بودن بهائیت بردیم و مسلمان شدیم.

جرات ابراز ندارم‌

من با یکی از بهائیان همدان که حدود ۷۰ سال سن داشت بعد از مسلمان شدنم صحبت کردم. گفتم شما تاکنون خودت هم پی برده‌ای که بهائیت اعتقادی نیست که قبول داشته باشی، بطلان آن را می‌دانی پس چگونه تاکنون اقدامی نکرده‌ای؟ او دستش را روی قرآن گذاشت و گفت من خیلی وقت است که مسلمان شده‌ام در دل خود مسلمان هستم ولی جرات ابراز آن را ندارم. چون سنی از من گذشته است و می‌ترسم در این سن به امر تشکیلات بهائیت زن و بچه‌ام مرا رها کرده و آواره شوم…. به همین خاطر نمی‌توانم مسلمانی خود را علنا اعلام کنم!
زمانی که آن پیرمرد گفت: مسلمان شده‌ام به دنبال آن کتاب مقدس بهائیان را آنچنان به زمین کوبید که من از ترس گفتم من که علنا هم مسلمانم جرات چنین کاری را ندارم چطور چنین کردی؟ در جواب گفت: من اصلا اعتقادی به بهائیت ندارم مجبورم در این سنین پیری به خاطر این که بچه‌هایم تنهایم نگذارند بسوزم و بسازم. .

طواف سربازان اسرائیلی دور مقام اعلی‌

همسایه‌ای داشتیم به نام شهین خانم که یهودی بود. آن زمان نزدیک به ۳۰ درصد جمعیت همدان یهودی بودند و یک بار به اسرائیل رفته بود و زمانی که برگشت این گونه در بین بهائیان سخن می‌گفت که: هر گاه سربازان اسرائیلی می‌خواهند به جنگ با اعراب و یا فلسطینی‌ها بروند دور مقام اعلای شما (بهائیان) طواف می‌کنند تا در آن جنگ پیروز میدان شوند این نهایت سیاسی بودن این فرقه را می‌رساند و پسرش هم که جزو سربازان اسرائیلی بود برای مدتی که به ایران آمده بود طبق چیزی که قبلا به او دیکته کرده بودند در جمع بهائیان این شعار را می‌داد که ما بهائیت را آنقدر قبول داریم که برای پیروز شدن در جنگ دور مقام اعلایشان طواف می‌کنیم. بهائیان هم که این را می‌شنیدند، اظهار سرور و خوشحالی می‌نمودند.

منبع: جام جم-ضمیمه ایام - شماره29

|+| نوشته شده توسط حسام در یکشنبه دوم بهمن 1390 و ساعت 9:15  
 "يك بهایی تازه مسلمان شده:اسلام آوردن من جامعه بهایی را به شدت نگران کرده است "

یک بانوی بهایی در استان کهگیلویه و بویراحمد كه در ایام سوگواری سید و سالار شهیدان، به دین مبین اسلام مشرف و از فرقه ضاله بهائیت برائت جست، گفت: اسلام آوردن من جامعه بهایی را به شدت نگران کرده است.

به گزارش خبرگزاری دانشجو، همزمان با ایام سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) یکی از اعضای فرقه ضاله بهائیت به دین مبین اسلام مشرف شده و از فرقه ضاله بهائیت برائت جست.
 
مهوش روز خوش، بانوی تازه مسلمان شده بهایی در گفت‌و‌گو با خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» در یاسوج، به تشریح چگونگی اسلام آوردن خود پرداخت و گفت: دلیل اصلی و اساسی من برای پذیرفتن دین اسلام کامل‌ بودن اين دین بود؛ چراكه اسلام کوچک‌ترین نیاز انسان را نيز براي پیروان خود ترسیم كرده است.
 
وي با ابراز خوشحالی از گرایش خود به اسلام افزود: در گذشته موقعیت برایم  فراهم نبود که مسلمان شوم ولی اکنون که به یاری همسرم مسلمان شده‌ام بسیار خوشحالم و احساس شوق و انگیزه بالایی برای زندگی در جامعه مسلمانان را دارم.
 
اين بانوي تازه مسلمان شده، رهایی از فرقه ضاله بهائیت را آرزوی دیرینه خویش ‌دانست و تصريح کرد: بنده با کمال اختیار، اراده و صحت جسمانی و نفسانی کامل‌ترین و آخرین دین آسمانی را پذیرفته‌ و به آن افتخار می کنم.
 
روز خوش که با یک جوان مسلمان در یکی از روستاهای اطراف یاسوج ازدواج کرده است، اظهار داشت: اسلام آوردن من جامعه بهایی را نگران كرده و آنها اعلام کرده اند كه چنانچه به فرقه ضاله بهائیت بازگردم؛ دوباره با آغوش باز مرا خواهند پذیرفت.
 
وي اسلام را تنها صراط مستقیم و راه کمال انسانی و سعادت دنیا و آخرت معرفی کرده و از سایر کسانی که در فرقه ضاله بهائیت هستند دعوت كرد که با بیداری، آگاهی و اختیار به دین مقدس اسلام بپیوندند.

کد خبر:109880 -

منبع : رجانیوز

|+| نوشته شده توسط حسام در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 و ساعت 10:47  
  " ليست 104 برگشته از بهائيت در سال 1357 روزنامه ميهن" " قسمت اول "
                                  " شماره 14 ضميمه نداي ميهن - 30 دي 1357 "

                                            چراغي فرا راه گمشدگان راه حق

بيش از 14 قرن پيش نداي ملكوتي و پر طنين شخصيتي گران قدر و گران مايه به گوش رسيد كه خود را فرستاده خدا و واپسين برگزيده پروردگاريكتا معرفي فرمود . اين ندا كه در محيطي تباه وسياه و نكبت بار و منحط از حلقوم اين رجال الهي خارج گرديد ، آنچنان عمق و نفوذي داشت و از آنچنان اصالت و عظمتي برخوردار بود كه صاحب دل حق انديش و منصف از پذيرفتنش هيچ ترديدي به خود راه نمي داد . ندائي كه از ازليت برخاست و گوش جان جهانيان را نوازش داد و قانون اساسي زندگي انسان ها را در كتابي عظيم و شگفت و شگرف ، يعني قرآن كريم ارائه كرد . چندان زماني نگذشته بود كه صداي انسان هائي كه بدين آئين دل داده بودند و تعاليم آن را مطابق فطرت و سرشت خويش مي يافتند به دو كلمه شهادتين بلند شد و قسمت اعظمي از جهان آن روز را در موج خود فرو برد . امپراطوري هاي عظيم و ثروتمند در مقابلش تسليم شدند و ندايش را پذيرا گرديدند و اسلام قدرت و عظمت و شكوه بي مانندي يافت به حدي كه جهان در وحشت از تسلط روز افزون اين آئين براي حفظ قدرت ها و سيطره هاي فرعوني خدايان روي زمين و دستگاه هاي ديني تبليغاتي مسيحيت كه به نام دين سلطنت مي كردند دست اندر كار شدند تا به هر ترتيب و تقدير كه امكان دارد در مقابل اين آئين بايستند و جلوي پيشروي آن را سد كنند . نخستين توطئه اينكه ناجوانمردانه نسبت دادند كه اسلام آئين شمشير است و به زور و شتم و ضرب و قتل پيشرفته است در حالي كه مسيحيت دين محبت است و با قلب ها سر و كار دارد و نتيجه آن كه اسلام به نيروي ترس و رعب در جهان براي خود جائي باز كرده است . پاسخ مطلب را ( توماس كارلايل انگليسي ) به زيبائي ادا كرده . او مي گويد كه تهمت اينكه اسلام با زور شمشير پيشرفته است درست مانند آن است كه بگوئيم مردي تنها شمشير به دست گرفت بر تمام دشمنان خود غلبه پيدا كرد و پذيرش اين مطلب معقول نتواند بود . پاسخي ديگر كه اينجا عنوان مي نمائيم اين است كه بايد قوم منحط و درمانده اي را كه از مباني و وساوس انسانيت بي بهره و نصيب مي بودند ، چه نيروئي به چنين پيشرفت ها و ترقيات شگفت آور و اعجاب انگيزي وادار كرده باشد ؟ مضافاً اينكه اين آئين خدا به هر جا كه پا گذاشت نور و روشنائي و معرفت و جوانمردي و شرف و انسانيت و فضيلت و علم و دانش را به ارمغان برد . توطئه ديگر اين بود كه بررسي كردند و نيز عظمت و تعالي مسلمين را دانستند ، با تعمق و تفحص دريافتند رمز و راز ايجاد و شكوفائي تمدن عظيم اسلامي كتاب آنها است يعني قرآن كريم . پس تصميم خود را گرفتند كه بين مسلمانان و ميراث مذهبي علمی ایشان جدائي افكنند ( فاصله افكندن بين قرآن و مسلمين ) . بايد حق داد كه خوب توانستند بدين هدف نائل شوند . يكي از راه هایی كه دشمنان اسلام را در نيل بدين هدف ياري بخشيد ساختن و پرداختن مسلك هاي باطل بود كه بدان جامه حق و دين پوشيده شده بود كه از اين زمره است بهائيت و احزابي نظير قادياني گري و غيره وغيره ....

متأسفانه بي توجهي مسلمانان هم بدين توطئه كمك كرد و نتيجتاً مسئله اي را كه در ابتدا بسيار به راحتي ممكن بود ريشه كن كرد نضج و رونق گرفت و ريشه هاي عميقي در اجتماعات مسلمين پيدا نمود و اين مسئله بالاخره به مسلمانان هشدار و بيدار باش داد ، تا كي غفلت و تا به چند بي خبري؟ بيائيد حركتي كنيد و جنبش اسلام را احياء نمائيد و توجهي دگر باره به قرآن نماييد . اين كتاب غرور انگيز و شگفتي آفرين ، اين كتابي كه متكفل و متضمن سعادت و بهروزي و پيروزي شما است . نداي قرآن را اجابت نمائيد كه ( يا ايها الذين آمنو استجيبوا للله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم ) اين كتاب مايه زندگي شما است . حيات جاوداني شما در پرتو پيروي و تبعيت از اين كتاب امكان پذير است ، تنبلي و كاهلي را كنار بگذاريد . توجه داشته باشيد در اطرافتان چه مي گذرد و چگونه به نام دين افراد و برادران شما را از راه حق و خدا منحرف و منصرف مي نمايند . اين شعار باطل را كه هيچ مأخذي ندارد كنار بگذاريد ( ان الباطل يموت بترك ذكره یعنی قرآن خود براي مبارزه با باطل آمده است ). مسلمان بايد در جبهه هاي مختلف با باطل بجنگد تا حدي كه باطل ريشه كن شده و از بين برود . مسلمانان برويد و با شناخت اسلام روح و روان ديگران را با تعاليم دلنشين اين كتاب آشنا كنيد . به هر حال حركت و نهضتي در جهت شناخت اسلام و مبارزه اصولي و منطقي با باطلي كه رنگ حق به خود گرفته بود يعني بهائيت به وجود آمد و مسلمانان آگاه و بيدار دل با الهام از كتاب آسمانيشان و باز شناسي تعاليم اين كتاب بزرگ به راه افتادند و خوشبختانه وعده الهيه ( ان تنصرو الله ينصركم و يثبت اقدامكم ) براي آنان تحقق پذيرفت و توانستند با نيتي پاك و خالص گم گشتگاني فراوان در وادي ضلالت و گمراهي را از چنگال پر از مكر حيله بهائيت نجات داده و به دامان پر مهر و محبت اسلام عزيز برگردانند. جدائي آنان را از دامان ولايت آخرين گوهر خزانه الهي يعني وجود مسعود اعليحضرت بقية الله الاعظم محمد بن الحسن العسكري امام زمان ( ع ) به پيوستگي تبديل نمايند و خداي را بر اين توفيق بزرگ شكر گزاريم كه با اين مقدمه مختصر نام و مشخصات كساني را كه اخيراً به راه حق پيوسته اند و با تحقيق و تعمق و بررسي و گفتگو و صحبت ، از راه باطل بهائيت گسسته اند به صورت مجموعه اي در اختيار برادران مسلمان قرار دهيم و از پروردگار بزرگ خواستار شويم كه توفيق هدايت را نيز به بقيه گم گشتگان وادي ضلالت و گمراهي عنايت بفرمايد . 

|+| نوشته شده توسط حسام در سه شنبه سیزدهم مهر 1389 و ساعت 10:10  
 " ليست 104 برگشته از بهائيت در سال 1357 روزنامه ميهن" " قسمت دوم "
                              " و قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا "

نهضت عظيم و پر دامنه مردم مسلمان و مجاهد ايران كه با خون شهيدان راه حق شكوه و عظمتي بي نظير يافت به همگان اين فرصت گرانبها را داد تا بار ديگر با كمال آزادي فكر و انديشه و بدون اغناء به ديگران اعتقادات ديني خود را ارزيابي نمايند . از آن جمله عده كثيري از برادران بهائي در گوشه و كنار مملكت فارغ از تجملات فكري و انديشه هاي فريب كاران و مبلغين فرقه گمراه بهائي، خود را از دام حيله و تزوير اين گروه سياسي وسر سپردگان بيگانه اش رهائي بخشيده و با مراجعه به حضرات آيات عظام و علماي اعلام و راهنمائي هاي بي دريغ و دوستانه برادران مسلمان ، خود و خانواده هايشان را از ورطه هولناك ضلالت و گمراهي نجات دادند و با اقرار و اعتراف به اشتباه گذشته در سلك برادران مسلمان و معتقد به مباني ديني و مذهبي در آيند . اينك اين برادران گرامي پس از مدت ها سر گرداني و اتلاف عمر عزيز خود به آغوش گرم اسلام عزيز باز گشته و به رسالت و خاتميت نبي اكرم ( ص ) و امامت حقه ي حضرت علي ( ع ) و يازده فرزند گرامي اش اعتراف نموده و اعتقاد راسخ خود را اعلام داشتند مبني بر اينكه حضرت حجة بن الحسن العسكري ( ع ) امام دوازدهم در قيد حيات و مشتاق و منتظر ظهور آن گرامي منجي عالم انساني مي باشند . بر ما مسلمانان و معتقدان و پيروان مكتب قرآن عزيز فرض است كه با آغوش باز و مهر و محبت بي دريغ از اين برادران عزيز و ارجمند خود استقبال نمائيم و آنهارا تحت حمايت ديني و انساني خود قراردهيم . ما در نشريه مستقلي كه به خواست خدا به زودي منتشر خواهيم كرد چگونگي رهائي اين برادران عزيز و عين تبري نامه هاي آنهارا به استحضار عموم خواهيم رساند .  

لزوماً به تمام افرادي كه تحت تأثير تبليغات مبلغين اين گروه ضاله مي باشند اعلام مي دارد اين انجمن همواره آماده است تا در كمال محبت و درستي و از روي منطق و استدلال با آنان وارد مذاكره و مباحثه گرديده و اميد است همه اين افراد بهائي پس از تحقيق لازمه به خودآيند و سؤالات دنيوي و اخروي خويش را فداي اغراض مبلغين گمراه اين فرقه نكنند و با يك تصميم مردانه و عاقلانه خود و خانواده واعقاب خويش را از منجلاب بدبختي و سرگرداني نجات دهند و بدانند كه بارگاه رفيع اسلام هميشه به روي افراد نادم وپشيمان باز است .

اينك اسامي و مشخصات آنها براي استحضار عموم اعلام و از روزنامه وزين نداي ميهن تقاضاي درج آن را داريم .

انجمن ارادتمندان امام زمان ( ع ) صندوق پستي 327 همدان  ۲۶/۱۰/۱۳۵۷

|+| نوشته شده توسط حسام در دوشنبه دوازدهم مهر 1389 و ساعت 11:24  
  " ليست 104 برگشته از بهائيت در سال 1357 روزنامه ميهن" " قسمت سوم"

صورت اسامي و مشخصات آقاياني كه مشرف به دين مقدس اسلام و طريقه حقه اثني عشريه گرديده اند :

رديف

نام

نام خانوادگي

پدر

شماره شناسنامه

محل صدور

ساكن

تاريخ تولد

تاريخ قبول اسلام

1

صحبت الله

خالقي

لطفعلي

1331

لاله جين

لاله جين

1304

57/10/04

2

نصرت الله

خالقي

لطفعلي

1528

لاله جين

لاله جين

1299

57/10/04

3

سليمان

پورحمزه

حمزه

2994

لاله جين

لاله جين

1276

57/10/09

4

علي اكبر

پورحمزه

سليمان

2996

لاله جين

لاله جين

1306

57/10/09

5

شعبانعلي

پورحمزه

سليمان

96

لاله جين

لاله جين

1313

57/10/09

6

معصومعلي

پورحمزه

سليمان

47

لاله جين

لاله جين

1323

 

57/10/09

7

احسان الله

پور حمزه

علي اكبر

126

لاله جين

لاله جين

1332

57/10/09

8

جمشيد

پورحمزه

علي اكبر

2996

لاله جين

لاله جين

1339

57/10/09

9

تورج

پورحمزه

شعبانعلي

42

لاله جين

لاله جين

1341

57/10/09

10

علي محمد

گلزاري پاك

ابوتراب

326

لاله جين

لاله جين

1289

57/10/09

11

اسدالله

خسرونژاد

عباس

354

لاله جين

لاله جين

1293

57/10/09

12

بانومحبوبه

خادمي

محمد

 

لاله جين

لاله جين

 

 

13

نظامعلي

بهرامي

رستم علي

209

لاله جين

لاله جين

1315

57/10/09

14

فيض الله

گل زارآزاد

اسماعيل

168

لاله جين

لاله جين

1280

57/10/09

15

وجيه الله

شريفي

شريف

2452

لاله جين

لاله جين

1308

57/10/09

16

ميرزامحمد

صفي پور

شيرمحمد

3203

لاله جين

لاله جين

1299

57/10/15

17

آقا محمد

صفي پور

شيرمحمد

3204

لاله جين

لاله جين

1301

57/10/15

18

ابوالفضل

نيازي

نيازعلي

164

ميرزاحصاري

لاله جين

 

 

19

بانواشرف

پور حمزه

 

 

 

 

 

57/10/15

20

سهيل

ايوبي

حسن

6318

لاله جين

 

1335

57/10/18

21

فريدون

ايوبي

حسن

26

لاله جين

 

1340

57/10/18

22

داود

ايوبي

حسن

8400

لاله جين

 

1344

57/10/18

23

دوشيزه دل آرام

ايوبي

حسن

57

لاله جين

 

1347

57/10/18

24

بانومهرانگيز

خادمي

فتحعلي

87

لاله جين

 

1311

57/10/18

25

عنايت الله

خادمي

محمد

9

لاله جين

همدان

1316

1350/09/18

26

عزيز الله

پور حمزه

علي اكبر

5727

لاله جين

لاله جين

1331

1357/09/20

27

بانوطوبي

كوثري موحد

احمد علي

2184

بهارجهانگيري

همدان

1299

57/09/20

28

بهاءالدين

شيرمحمدي

امامعلي

76

جمشيدآبادخدابنده لو

جمشيدآباد

1305

57/10/12

29

بانوفرخ لقا

رضائي

اله وردي

 

چپق لو

جمشيدآباد

 

57/10/12

30

شوقعلی

جهانگيري

فضلعلي

2مواليد

جمشيدآباد

جمشيدآباد

1310

57/10/12

31

بانوتوران

ضيائي

ضياءالدين

 

ميرزاحصاري

جمشيدآباد

 

57/12/13

32

عين الله

قاسمي

قاسم

8

جمشيدآباد

جمشيدآباد

1285

57/12/13

33

قدرت الله

خاضعي

بيرامعلي

91

سارلفميش

سارلفميش

1303

1357/10/12

34

بانوام البنين

رجبي

محمدجعفر

203

اقچلو

سارلفميش

1312

57/10/12

35

بهمن

خاضعي

قدرت الله

407

سارلفميش

سارلفميش

1351

57/10/12

36

نصرت الله

خوش صحبت

حسين

32

سارلفميش

سارلفميش

1303

57/10/12

37

عنايت الله

رضائي

خيرالله

168

حسين آباد

سارلفميش

1314

57/10/12

38

خانم فرخ

 

بيرامعلي

90

سارلفميش

سارلفميش

1319

57/10/12

39

حميد

رضائي

عنايت الله

8

سارلفميش

سارلفميش

1350

57/10/12

40

پيمان

رضائي

عنايت الله

449

سارلفميش

سارلفميش

1356

57/10/12

41

مهرداد

رضائي

عنايت الله

4مواليد

سارلفميش

سارلفميش

1346

57/10/12

42

مجيد

رضائي

عنايت الله

367مواليد

سارلفميش

سارلفميش

1348

57/10/12

43

علي

اعياني طلب

بيرامعلي

6

سارلفميش

سارلفميش

1327

57/10/12

44

مهين

اعياني طلب

عباسقلي

287

سارلفميش

سارلفميش

1332

57/10/12

45

عهديه

اعياني طلب

علي

4

سارلفميش

سارلفميش

1352

57/10/12

46

جهانبخش

اعياني طلب

علي

409

سارلفميش

سارلفميش

1354

57/10/12

47

.......الله

رسولي

...العلي

172

سارلفميش

سارلفميش

1308

57/10/12

48

بانوگرجي

محمدي

رمضانعلي

 

 

 

 

 

49

بانوفرح

رسولي

عيدالله

13

سارلفميش

سارلفميش

1346

57/10/12

50

ايرج

رسولي

عيدالله

344

سارلفميش

سارلفميش

1347

57/10/12

51

روانبخش

رسولي

عيدالله

 

سارلفميش

سارلفميش

1353

57/10/12

52

علي

خوشنام گو

علي الله

1مواليد

سارلفميش

سارلفميش

1336

57/10/12

53

نيمتاج

 

گرزعلي

6مواليد

سارلفميش

سارلفميش

 

 

54

شادالله

سبزي پور

....العلي

24مواليد

سارلفميش

سارلفميش

1315

57/10/12

55

حبيب الله

حيدري مهرجو

عبادالله

 

سارلفميش

سارلفميش

1329

57/10/12

56

بانوثريا

حسيني

ضياءالله

 

آقچلو

سارلفميش

 

57/10/12

57

دوشيزه حوريه

حيدري مهرجو

حبيب الله

 

سارلفميش

سارلفميش

 

57/10/12

58

راحله

حيدري مهرجو

حبيب الله

 

سارلفميش

سارلفميش

 

57/10/12

59

جمشيد

حيدري مهرجو

حبيب الله

 

سارلفميش

سارلفميش

 

57/10/12

60

محتاج علي

عفافي

خيرالله

 

سارلفميش

سارلفميش

1321

57/10/12

61

بانورقيه

حسيني

نصرالله

 

آقچلو

سارلفميش

 

57/10/12

62

ثناءالله

عباسي

شعبانعلي

240

حسين آباد

حسين آباد

1303

57/10/14

63

سهراب

عباسي

ثناءالله

921

حسين آباد

حسين آباد

1333

57/10/14

64

فرهاد

عباسي

ثناءالله

1017

حسين آباد

حسين آباد

1338

57/10/14

65

مهرداد

عباسي

ثناءالله

1134

حسين آباد

حسين آباد

1343

57/10/14

66

جهانگير

عباسي

ثناءالله

1166

حسين آباد

حسين آباد

1344

57/10/14

67

هوشنگ

عباسي

ثناءالله

1396

حسين آباد

حسين آباد

1350

57/10/14

 

رديف

نام

نام خانوادگي

نام پدر

شماره شناسنامه

محل صدور

سكونت

تارخ تولد

تاريخ قبول اسلام

معلومات

68

نصرت الله

روشن نهاد

علي الله

9

سارلفميش

سارلفميش

1318

57/10/12

باسواد

69

بانو.....

 

گرزعلي

4

سارلفميش

سارلفميش

1320

57/10/12

بي سواد

70

فضل الله

روشن نهاد

نصرت الله

12

سارلفميش

سارلفميش

1350

57/10/12

باسواد

71

پرويز

روشن نهاد

نصرت الله

337

سارلفميش

سارلفميش

1345

57/10/12

باسواد

72

يحيي

ظفري يگانه

حسينعلي

126

سارلفميش

سارلفميش

1302

57/10/12

باسواد

73

بانوگل قند

 

عبدالعلي

 

سارلفميش

سارلفميش

 

57/10/12

بي سواد

74

كيومرث

ظفري يگانه

يحيي

3

سارلفميش

سارلفميش

1346

57/10/12

باسواد

75

دوشيزه مليحه

ظفري يگانه

يحيي

2

سارلفميش

سارلفميش

1343

57/10/12

باسواد

76

مه لقا

ظفري يگانه

يحيي

356

سارلفميش

سارلفميش

1348

57/10/12

باسواد

77

عنايت الله

رضائي

گرزعلي

178

سارلفميش

سارلفميش

1315

57/10/12

بي سواد

78

.....الله

رضائي

عنايت الله

 

سارلفميش

سارلفميش

 

57/10/12

بي سواد

79

بهزاد

رضائي

عنايت الله

 

سارلفميش

سارلفميش

 

57/10/12

بي سواد

80

حوريه

خوشنام

اسمعلی

 

سارلفميش

سارلفميش

 

57/10/12

بي سواد

81

علي اصغر

مهري

رمضانعلي

5مواليد

سارلفميش

سارلفميش

1317

57/10/12

باسواد

82

بهروز

مهري

علي اصغر

11مواليد

سارلفميش

سارلفميش

1350

57/10/12

باسواد

83

سيروس

رمضاني

علي

413

چپقلو

چپقلو

1343

57/10/14

بي سواد

84

خانم طاهره

 

كرمعلي

57

ميرزاحصاري

چپقلو

1299

57/10/14

بي سواد

85

عالمتاج

 

نادرعلي

13

سارلفميش

چپقلو

1341

57/10/14

بي سواد

86

روح الله

رضائي

اله وردي

2مواليد

چپقلو

چپقلو

1332

57/10/14

باسواد

87

خانم ...

بيرامي

رستمعلي

367

چپقلو

چپقلو

1333

57/10/14

باسواد

88

افشين

رضائي

روح الله

576

چپقلو

چپقلو

1353

57/10/14

باسواد

89

سهراب

رضائي

اله وردي

422

چپقلو

چپقلو

1344

57/10/14

باسواد

90

شيرولي

بهرامي

رستمعلي

 

چپقلو

چپقلو

 

57/10/14

باسواد

91

خانم روحيه

رضائي

اله وردي

 

چپقلو

چپقلو

 

57/10/14

بي سواد

92

خانم يورال

بهرامي

شيرولي

 

چپقلو

چپقلو

 

57/10/14

بي سواد

93

عادل

بهرامي

شيرولي

 

چپقلو

چپقلو

 

57/10/14

بي سواد

94

خانم راحله

بهرامي

شيرولي

 

چپقلو

چپقلو

 

57/10/14

بي سواد

95

آزيش

بهرامي

شيرولي

 

چپقلو

چپقلو

 

57/10/14

بي سواد

96

رستمعلي

بهرامي

زبادعلي

180

چپقلو

چپقلو

1280

57/10/14

بي سواد

97

بانوضفري

قرباني

قربانعلي

54

چپقلو

چپقلو

1295

57/10/14

بي سواد

98

محمد

ابراهيمي

فرج الله

139

چپقلو

چپقلو

1309

57/10/14

بي سواد

99

حيفا

 

امامعلي

110

جمشيدآباد

چپقلو

1320

57/10/14

بي سواد

100

بديع الله

ابراهيمي

محمد

399

چپقلو

چپقلو

1343

57/10/14

باسواد

101

كورسن

ابراهيمي

محمد

524

چپقلو

چپقلو

1353

57/10/14

باسواد

102

اسدالله

رمضاني

آقاعلي

 

چپقلو

چپقلو

 

57/10/14

باسواد

103

يونس

ايوبي

ايوب

1268

لاله جين

لاله جين

1295

57/10/22

باسواد

104

حافظ

ايوبي

حسن

34

لاله جين

لاله جين

1333

57/10/10

باسواد

 

|+| نوشته شده توسط حسام در یکشنبه یازدهم مهر 1389 و ساعت 11:48  
  " ليست 104 برگشته از بهائيت در سال 1357 روزنامه ميهن" " قسمت چهارم "
                       تصاوير بازگشتگان از ظلمت بهائيت به نورانيت اسلام

|+| نوشته شده توسط حسام در شنبه دهم مهر 1389 و ساعت 12:2  
 " آیتی از بهائیت تا بازگشت به اسلام "

اعتقاد به منجی آخرالزمان و یا همان بحث مهدویت تقريباً در تمام اديان به نحوي نهادینه شده و به آن قائل هستند، اما در اين ميان مسلمانان و بویژه شيعيان اين مقام را منحصر به حضرت مهدي(عج) مي‌دانند. مسئله مهدويت در بينش اسلامي نقش كليدي دارد، چرا كه اعتقاد به يك منجي و مصلح و اميد به اينكه سرانجام روزي حق جاري مي‌شود و صالحان بر زمين حكومت مي‌كنند، عامل پويائي و حركت جوامع اسلامي است.

آنچه که باعث گردیده شیعه در طول حرکت تاریخی كلان خويش، به رغم دريافت ضربات و لطمات بسيار از سوي دشمنان، از يأس و نوميدي رهایی یافته و توان تحمل خویش را بالا ببرد اعتقاد به فرج در آخرالزمان است. علاوه بر مهدويت، خاتمیت نیز سدراه محكمي در مقابل دين‌سازي و دكان‌سازي به شمار مي‌رود. به همين دليل هم اين موضوع، مستقيم و غيرمستقيم همواره در معرض چالش قرار داشته است.

قدرت‌هاي حاكم بر جهان درصدد بوده و هستند تا با تشكيل مسلك و باورهای جديد و به اصطلاح تكامل يافته با رنگ و بوي خردورزي و ايدئولوژي بر افكار توده مردم مسلط شوند و از نيروهاي آنان به سود خويش بهره‌برداري كنند. اما استعمار در مشرق زمين در برابر مقاومت "طرز فكر اسلامي" قرار داشته و به طرق گوناگون مي‌خواهد با تفكر اسلامي مبارزه كند. يكي از راههايي كه استعمار براي فتح اين دژ محكم در نظر گرفته، تلاش براي مذهب‌سازي بوده است. هدف آنها، چنان كه خود معترف‌اند، اين است كه در مقابل "مهدي"، مهدي ديگر بسازند و در برابر "قرآن"، قرآن ديگري عرضه كنند.

برهمین اساس است که تزار روسیه علی محمد شیرازی را در راستای اهداف استعماری خویش ترغیب به ادعای ارتباط با امام عصر (عج) یا باب آن حضرت بودن می نماید. بعدها علی محمد با توجه به حمایت های روسیه پا را فراتر نهاده و مقام خود را ترقی داده و مدعی امامت و سپس الوهیت می گردد. پس از مرگ علی محمد باب میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله با هدایت و حمایت های روسیه تزاری، بهائیت را پایه گذاری می نماید که با بروز انقلاب بلشویکی در سال 1917 در روسیه حکومت تزار سقوط نموده و با تشکیل دولت جدید حمایت های روسیه نیز از بهائیت قطع و از این تاریخ به بعد انگلستان حامی بهائیت می گردد.

پس از مرگ میرزا حسینعلی (بهاء) فرزندش عباس افندی معروف به عبدالبهاء جانشین پدر می گردد وی با توجه به حمایت های استعمار پیر انگلستان و عوامل داخلی آن تبلیغ بهائیگری را که از زمان بهاء شروع شده بود، در سطح کشور به شدت پیگیری می نماید و برای این منظور از هیچ کوششی دریغ نمی ورزد و با ارسال پیام هایی به تشویق بهائیان پرداخته و امر تبلیغ را در بین بهائیان نهادینه و بر احبا فرض و واجب می نماید.

در همین ایام است که بعضی از مبلغین بهائی به سراغ آقای شیخ عبدالحسین تفتی یکی از روحانیون به نام تفت از توابع شهر یزد رفته و با حیله و ترفندی وی را به سلک خویش در آورده و بعد از گذشت بیست سال همنشینی با روسای بهائیت به باطل بودن باورهای بهائیان پی برده و به اسلام بازمی گردد.

آیتی در اواخر عمر عباس افندي (عبدالبها) و سپس در اوايل ریاست شوقي افندي بر بهائیان به ميزان زيادي از سوء اخلاق و فساد روسا و مبلغين فرقه بهائيت اطلاع حاصل نمود و از کرده خود پشيمان شد؛ و هنگام مسافرت به اروپا و در مراجعت و اقامت در مصر، زمزمه مخالفت آغاز کرد و به جمع آوري اسناد و تصاوير پرداخت و يادداشت هايی ضروری و لازم عليه بهائيت تهیه کرد.

وی پس از فوت"عبدالبها"پيشواي بهائيان در سال 1300 شمسی همراه جمعي ديگر از بهائيان، به دامن اسلام بازگشت و به محض ورود به تهران مخالفت خود را آشکار کرد و سپس کتاب"کشف الحيل" را در سه جلد در رد بهائيت به رشته تحریر درآورد.

آیتی در تهران اقامت گزيد و به استخدام وزارت معارف (آموزش و پرورش) درآمد و به عنوان دبير به تدريس در دوره متوسطه پرداخت. با طبع و ذوق سخنوري که داشت، به پژوهشهاي ادبي روي آورد و نشريه اي ادبي-انتقادي به نام نمکدان در سال 1308 ش منتشر کرد.

آيتي پس از عمري پرماجرا در سال 1332 خورشيدي، ضمن سفري که از یزد به تهران کرده بود بيمار گشت و رخت به سراي ديگر کشيد و جنازه او در قم به خاک سپرده شد.

مجله یغما سال 20 شماره 4 تیر ماه  1346 شرح حالی به قلم خود آیتی آورده است که عینا آن را در ذیل می آوریم:

«مرا نام عبد الحسین است و مولدم قصبه تفت من توابع بلده یزد. چون پدرم از علمای پیشوایان اسلام بود موسوم به حاج شیخ محمد مدعو به حاج آخوند تفتی و جد امی از خاندان سلطان ابراهیم ادهم لهذا از عنفوان شباب در لباس عمامه و ردا و به نام شیخ عبدالحسین در مدارس قدیمه به تحصیل علم معقول و منقول و منطق و فقه و اصول پرداخته دوره تحصیلاتم تکمیل نشده بود که پدرم در گذشت و به جای آن مرحوم، مقتدای عمویم گشته محراب و منبر را تا سن سی از عمرم نگاهداشتم. در آن موقع بهائیان دام برایم گستردند و بوسائل عدیده کتب خودشان را تحت مطالعه ام قرار دادند. بعضی از مشایخ و مقتدایان محلی مطلع شده پیش از آنکه بطرفی ازرم و قبول بگرایم متهم ساختندم چنانکه نه تنها ریاست و محراب و منبرم به خطر افتاد بلکه جانم نیز در معرض خطر بود و کارم به مهاجرت کشیده به همان نسبت که مشایخ محلی و مریدانشان مرا از حوزه اسلامی دور می کردند به همان نسبت وجوه بابیه و بهائیه بغل گشوده و مرا در آغوش می کشیدند. این جزر و مد مذهبی مرا به مدت بیست سال به اطراف جهان کشیده و در سالک مبلغین و مبشرین و داخل در بساط حل و عقد امور بهائیت در آورده امواج حوادث گاهی به ساحل قبولم می کشید و دمی دیگر در وادی رد و نکولم می افکند تا در سفر دوم که سه ماه مقیم کوی رئیس ایشان عبدالبهاء عباس گشتم در حیفا کاملاً بر بطلان دعوی او و پدرش از جنبه مذهبی آگاه گشته تنها از جنبه ون خواهی و نعمات صلح جویی و فلسفه نفوذ ایشان در عالم غرب قرین حیرت و منتظر کشف حقیقت بودم تا پس از مرگ عبدالبهاء در زمامداری سبط کبیرش شوقی افندی موفق به سفر اروپا شدم و از آن حیث نیز آسوده خاطر گشته یقین کردم که این دروغ هم عطف بر دروغهای مذهبی شده و نفوذی در جهان غرب نداشته اند و اگر گاهی عده قلیلی توجه نموده اند از اثر خیانت حضرات و نتیجه سیاست بیگانگان است نه چیز دیگر و چون عبدالبهاء را خائن ایران هم از حیث مذهب و هم از حیث استقلال و سیاست شناختم دل از مهرشان بپرداختم و خود را در زحمت و خطر دیگری انداخته چند هزار نفر بهائی متعصب را دشمن خود گردانیدم برای اینکه وجدانم نگذاشت که مؤلفات سابقه خود را الغا نکرده بگذارم و بگذرم و مانند میرزا ابوالفضل گلپایگانی به سکوت بگذرانم لذا به لاء کتب سابقه که در تاریخ ایشان به نام کواکب الدریه نگاشته بودم و آن هم از تصرفات خودشان مصون نمانده بود بپرداختم و حقایق بی شبه ای که در مدت بیست سال یافه بودم در دو جلد کتاب کشف الحیل منتشر ساختم!»

آیتی در شرحی از چگونگی تغییر تخلص خود از ضیائی به آواره چنین نقل می کند: «اما تخلص آواره را عبدالبهاء عباس بر من روا داشت و فلسفه اش این بود که کلمه ضیاء نزد او ناپسند بود سبب اینکه یک برادرش ضیاء ا... نام داشت و او کلاً با عباس افندی مخالفت کرده زیربار خدائیش نرفته بود از این رو هر کس نامش ضیاء یا لقبش ضیائی بود نام لقبش را عوض می کرد و پس از آنکه بعضی اشعار مرا دید به من نوشت که "تخلص شما من بعد آواره باشد" و این منتهی منتی بود که بر من داشت چه او و پدرش بر این لقب ملقب بوده همیشه می نوشتند ( ما آوارگان ) ولی باید دانست که در مدت معاشرت با ایشان کم شعر گفته ام و اتفاقاً آنچه هم گفته ام باقی نمانده است.اینک شش سال است که از حوزه بهائیان بکلی جدا و تخالف شدید بین ما حکم فرماست و لقب آواره هم به ملکوت ابهی برای صاحبش فرستاده و هم فامیل خود را آیتی قرار داده ام.»

این نتیجه زیاده خواهی و استکبار صاحبان قدرت می باشد که بیهوده در تلاشند تا به خیال خود از برپایی حکومت صالحان و جاری شدن عدل بر روی کره خاکی جلوگیری کنند.

امید است که فریب خوردگان بهائیت که در دام تشکیلات گرفتار آمده اند با روشنگری هایی که هر روزه از سوی دلسوزان جامعه صورت می پذیرد خود را از دام عنکبوتی سران تشکیلات برهانند.

انشاء الله در آینده بسیار نزدیک کتاب کشف الحیل از سوی موسسه مطالعاتی روشنگر تجدید چاپ شده و در اختیار مشتاقان قرار خواهد گرفت.

 باتشكرازوب لاگ گذشته حال آينده

|+| نوشته شده توسط حسام در پنجشنبه هشتم مهر 1389 و ساعت 10:43  
 " تشرف گروهي خانواده دلشاد "
  اينجانبان حيدر علي فرزند مراد علي شناسنامه شماره 1800 صادره از قريه امزاجرد همدان متولد 1301

احمد قويمي دلشاد فرزند حيدرعلي شناسنامه شماره 101347 صادره از همدان متولد 1333

عباس قويمي دلشاد فرزند حيدرعلي شناسنامه شماره 249 صادره از همدان متولد 1336

پرويز قويمي دلشاد شناسنامه شماره 1802 مواليد متولد همدان فرزند حيدرعلي متولد 1343

 

ساكنين قريه حصار خان در محل صيفي آباد ، كه گذشته عمر خود را به بي خبري در اعتقاد به مرام ساختگي بهائيت گذرانيديم ، اينك به توفيق الهي با برخورد با مسلمانان مطلع دريافتيم كه مرام نامبرده خرافي است . بدين وسيله تنفر خودمان را نسبت به مرام ضاله مضله بهائيت اعلام و به حمد الله به شرف اسلام و طريقه حقه ي اثني عشريه مشرف و خاتميت پيامبر گرامي اسلام و به وجود و ظهور حضرت حجة بن الحسن العسكري ( ع ) معتقديم و از خداوند متعال توفيق عمل به قوانين مقدس اسلام براي همه مسلمانان و هدايت براي گم گشتگان راه حقيقت آرزو داريم .

|+| نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هفتم مهر 1389 و ساعت 11:31